تبليغاتX
JavaScript Codes عاشق تنها
رزا

              

             

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 2:5 قبل از ظهر
  به قلم: رز عاشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

زندگى احساس است!

زندگى شادكامى است!

زندگى خوشحالى كردن است!

زندگى عاشق بودن است!

زندگى نگهدارى است!

زندگى ايمان است!

زندگى آزادى است!

زندگى صلح و آرامش است!

زندگى خلقت است!

زندگى خيال پردازى است!

زندگى هنر است!

زندگى يك رؤيا است!

زندگى افسانه پرى است!

زندگى يك راز است!

زندگى دلشاد كردن است!

زندگى شكوه و جلال است!

زندگى طبيعت است!

اين طور نيست؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آبان1388ساعت 1:53 قبل از ظهر
  به قلم: رز عاشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

سلام به همه دوستای گلم

خواهشان برام دعا کنید  تا به چیزی که میخوام برسم

یه حمد برام بخونین

ممنون از همه

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 3:13 قبل از ظهر
  به قلم: رز عاشق 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
                      

 ليلی گفت: موهايم مشکی است، مثل شب ، حلقه حلقه و مواج، دلت توی حلقه های دل من است

نمی خواهی دلت را آزاد کنی؟ نمی خواهی موج گيسوی ليلی را ببينی؟

مجنون دست کشيد به شاخه های آشفته ی بيد و گفت: نه نمی خواهم، گيسوی مواج ليلی را

نمی خواهم. دلم را هم

ليلی گفت: چشم هايم جام شيشه ای عسل است،شيرين، نمی خواهی عکست را توی جام عسل ببينی؟ شيرينی ليلی را؟

مجنون چشم هايش را بست و گفت : هزار سال است عکسم ته جام شوکران است،تلخ. تلخی مجنون را تاب می آوری؟

ليلی گفت: لبخندم خرمای رسيده ی نخلستان است . خرما طعم تنهايی ات را عوض می کند

نمی خواهی خرما بچينی؟

مجنون خاری در دهانش گذاشت و گفت: من خار را دوست تر دارم

ليلی گفت : دست هايم پل است . پلی که مرا به تو می رساند. بيا و از اين پل بگذر

مجنون گفت : اما من از اين پل گذشته ام.آنکه می پرد ديگر به پل نيازی ندارد

ليلی گفت: قلبم اسب سرکش عربی است. بی سوار و بی افسار. عنانش را خدا بريده. اين اسب را با خودت می بری؟

مجنون هيچ نگفت. ليلی که نگاه کرد، مجنون ديگر نبود؛تنها شيهه اسبی بود و رد پايی بر شن

ليلی دست بر سينه اش گذاشت، صدای تاختن می آمد

اسب سرکش اما در سينه ی ليلی نبود

                      

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 2:42 قبل از ظهر
  به قلم: رز عاشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

کاش کبوتر حرمت بودم یا امام رضا

نگاه به دل شکستم بنداز امام رضا

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 0:30 قبل از ظهر
  به قلم: رز عاشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

"فرمان های در ظاهر مهمل و در واقع درست"

غالبا آدم ها غیرمنطقی، بی حکمت و خود محورند! با این وجود آنان را ببخشید.

اگر مهربان هستید، آدم ها شما را به خودخواهی و غرض ورزی متهم می کنند! با این وجود مهربان باشید.

اگر کامیابید، دوستانی بی وفا و دشمنانی واقعی خواهید یافت! با این وجود موفق باشید.

اگر درستکار و صادقید، آدم ها شما را فریب خواهند داد! با این وجود امین و صادق بمانید.

آنچه شما سال هایتان را برای بنایش صرف کرده اید، آدم ها یک شبه نابودش می کنند! با این وجود بنا کنید.

اگر به شادی و آرامی برسید، دیگران حسادت می کنند! با این وجود شاد باشید.

نیکی های امروزتان را به فردا فراموش می کنند! با این وجود نیکی کنید.

حتی وقتی بهترین خود را ایثار می کنید، باز می گویند کافی نیست! با این وجود بهترین خود را ایثار کنید.

با این وجود در سنجش نهایی، قضاوت های ایشان نیست که شما را می سنجد!

تنها خداست که شما را داوری می کند.

 http://www.funfun.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 10:22 بعد از ظهر
  به قلم: رز عاشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

جا برای گنجشک بسیار زیاده ولی

گنجشک قلب من به درختان خیابان

شما عادت کرده

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 9:32 بعد از ظهر
  به قلم: رز عاشق  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری